سعید محسن یکی از اعضای بنیانگذار بود
که همراه محمد حنیف نژاد درسحرگاه 4خرداد بدست دژخیمان ساواک شاه اعدام شد. قبل
ازشهادتش طی پیامی از آقای عباس داوری خواسته بود که پیامی را به مسعود رجوی
برساند واین پیام توسط وی بعداز آزاد شدن
زندانیان سیاسی از زندان به مسعود رجوی رسانده شد. اما عجیب این است که این پیام ازسال 1350 تاکنون همچنان زنده وپویا
هزاران حرف وپیام باخود به ما می رساند که نشان ازاین دارد که این بنیانگزاران چه
اندیشه ژرف ووالایی داشته اند که هرگز کهنه نمیشود واز بین نرفته . . .
«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیتهای تو خیلی سنگین
شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود
تو متبلوره. بار امانتیست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را
خواهی دید. فتنههای زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما
شهید میشویم، و تمام تهمتها نثار تو خواهد شد، چون میدانم به مبارزه خودت ادامه
خواهی داد و وارد مراحلی میشوی که خیلی خیلی بالاتر از ما قرار خواهی گرفت. زیرا
تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم».
آری هم اکنون هرروز وهر لحظه این جملات را میتوانیم درمبارزه با شکوه ودشوار این مجاهدین خلق ببینیم وحس کنیم که چه تهمت هایی نثار این رهبری مقاومت ایران مسعود رجوی میشود وچه دشمنانی میخواهند که چهره این مقاومت را خراب کنند! ذهی خیال باطل که چنین سازمانی با این پشتوانه نه تنها هیچ خدشه ای درآن وارد نمیشود بلکه بابیش از نیم قرن تجربه وماندگاری روبه جلو هست وازبین رفتنی نیست واین اثبات شده است .
تاکورشود هرآنکه نتواند دید...
ما میتوانیم همین ها را مشق کنیم وبرای روشن شدن اذهان این نسل چراغ راه کنیم . . .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر